محمد جعفر بن محمد صادق اللاهيجي ( الملّا محمد جعفر اللاهيجي )
35
شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى )
خاص قرار گرفته است و هيچ مأخذى براى اين امر ، مهمتر از قرآن و كلمات علماى واقف به أسرار قرآن و حملهء وحى عليهم السّلام نيست . بلكه مىتوان گفت كه قسمت عمدهء مباحث مربوط به مبدأ و معاد كه در كلمات عرفا و فلاسفهء اسلامى خصوصا صدر المتألهين مطرح شده است ، مأخوذ از كتاب و سنت است و عقل نظرى در آن راهى نداشته و در ادراك آن اعجمى است . اين مطلب ، نزد اهل فن معلوم است كه همهء ايرادكنندگان - قديما و حديثا - اهل فن و ماهر در فلسفه نيستند و قدرت فهم مطالب و مبانى ملا صدرا را نداشتهاند ، چون مبانى اختصاصى ملا صدرا و مطالبى را كه خود او تحقيق كرده و از براى اثبات آن مقدماتى را بيان نموده ، به كلى از مبانى ديگران ممتاز است . مثلا ملا صدرا در مباحث حركت و بعضى از مباحث ديگر عباراتى از امام فخر و ديگران ذكر كرده است ، ولى موقعى كه شروع به تحقيق حركت در جوهر و يا اتحاد عاقل و معقول « مثلا » مىنمايد ، از ابتداى شروع معلوم مىشود كه در صدد بيان و اثبات مبناى خود برآمده است و مطالب او در اين زمينهها كاملا ممتاز است ، چون داراى تقرير و بيان مخصوص به خود است . ذكر عبارت ديگران بدون نشان دادن مأخذ در بين مؤلفان معقول و منقول مرسوم بوده است و نحوهء سير ملا صدرا در مبانى علمى غير از نحوهء فكر امام فخر و ديگران است . امام فخر و امثال او از دايرهء مطالب كلامى و مباحث جدلى خارج نشدهاند ؛ امام فخر با آن همه اطلاعات وسيع ، سخت پابند افكار موهوم اشاعره است و آراى سخيف اشاعره را از جان و دل پذيرفته است . امام فخر و غزالى جزء متكلمان به شمار مىروند و از براى تقرب به جهال و عوام ، فلاسفه را مورد حمله قرار دادهاند ، لذا خواجه در شرح اشارات جزء ثانى نمط سوم - فرموده است : فخر رازى « فاضل شارح » اين كلمات را براى تقرب به جهال نوشته است . [ 1 ] غزالى هم اگرچه مشربش با تصوف سازگار است و در عرفان عملى « نه نظرى » وارد است ، ولى در نظريات ، راجل و پياده بوده است و خيلى موافق زمان و روز